حاج ملا هادي السبزواري

38

شرح المنظومة

خاصي يك مرتبه خواننده را از فلسفهء يونان باستان به قرون وسطى متصل ومنتقل مىسازند بدون آن كه هيچ گونه تحليل وتوضيحي پيرامون چرايى پيدايش اين وضعيت فضاحت‌بار ارائه دهند . همچنين از هر گونه مقايسهء اين دوران با روند رو به رشد فلسفه در مشرق زمين ، پرهيز مىكنند . اتين هانرى ژيلسون ( 1884 - 1978 م ) فيلسوف ومحقق نئوتوميست معاصر فرانسوى كه متخصص فلسفهء قرون وسطى است ، سعى وافر وجهد طاقت فرسايى را متحمّل شده ، تا براي اين مقطع از تاريخ فلسفهء اروپا ( از فلوطين تا دكارت ) ، فلسفه‌اى با هويت مستقل ، به نام فلسفه مسيحي تدوين كند « 31 » وأيده وآرزوى ديرين خود را بر كرسي تاريخ ، مصرانه وبه هر شكلى كه شده بنشاند . ژيلسون براي طراحى ومعماري اين عمارت از پاىبست ويران ، بهاى سنگينى را به قيمت ارتكاب تناقضات درونى وساختارى ، تحريفات علمي وتاريخي ، اختلاط مرزهاى علوم گوناگون واختفاء حقايق بسيار ، مىپردازد ؛ گر چه سرانجام از اين همه تلاش طرفي نمىبندد . پايه‌هاى تئوريك ونظريه پردازى أو يا بايد بر أساس تعاليم كتاب مقدس استوار باشد ويا كار نامهء تلاش عقلي فيلسوفان مسيحي . در بخش اوّل نه تنها بهره‌اى از كتاب مقدس عايد أو نمىشود ، بلكه بايد كار مضاعفى را تقبّل نمايد تا تعارضات كتاب مقدس را هم توجيه نموده وپاسخگو باشد . به همين دليل است كه نصوص ديني وكتاب مقدس را به طور كلى كنار مىگذارد . أو در كتاب « روح فلسفه قرون وسطى » به صراحت اظهار مىدارد كه بر أساس إنجيل وتورات نمىتوان فلسفه‌اى بنا نمود . « 32 » تنها مبناى ديگرى كه براي أو باقي مىماند ، تكيه وتأكيد بر نظريات وآراء فلسفي فيلسوفان مسيحي اين دوره است . در اين زمينه هم